lgtvsbanner

استخوان های شکسته، قلب های شکسته و روح های شکسته

مولی یانگ برای چند ماه آینده در مرخصی است. در غیاب او، همکاران کتاب نقد مشعل توصیه را برمی دارند و هر دو شنبه هر دو شنبه در صندوق ورودی شما ظاهر می شوند.

خوانندگان محترم

هفته پیش در پیست یخ مچ دستم شکست. “بازی هاکی؟” یکی از برادرانم وقتی عکس آتلم را پیامک فرستادم پرسید.

جواب دادم: فقط در ذهنم.

مچ دست خوب خواهد شد. این یک استراحت کوچک است. استخوان ها بهبود می یابند اما آسیب دیدگی باعث شد تا به این واقعیت فکر کنم که در حال نزدیک شدن به میانسالی طولانی در حالت والتر میتی هستم – با غم و اندوه. هر بار که توپ را برای سگم پرتاب می کنم، در حال تکمیل یک پاس منطقه پایانی هستم. هر بار که روی یخ پا می گذارم در جام استنلی هستم.

البته سنت گسترده ای در ادبیات آمریکا از رمان های غم انگیز و غم انگیز درباره مردان و بحران های میانسالی آنها وجود دارد. (شاید تصادفی نباشد که دوران شکوفایی آپدایک- چیور-بلو این ژانر به خوبی با دوران میانسالی طولانی قرن آمریکا مصادف شده است – اگرچه مردم ظاهراً در آن زمان پیرتر شدند: در شروع “خرگوش، فرار کن”، زمانی که هری آنگستروم در حال سوگواری است. با گذشت دوران جوانی و شکوه ورزشی محو شده اش، او تماماً 26 ساله است.)

این برند داستانی اخیراً از مد افتاده است، اما در بهترین حالت لذتی مشابه بسیاری از داستان‌های دیگر ارائه می‌کند: شخصیت‌های پیچیده در مواجهه با انتخاب‌های زندگی‌شان، مسئولیت‌هایشان در قبال دیگران، معنای همه آن‌ها در مواجهه با مرگ‌ومیرهای حتمی. .

من دوستی دارم که شوهرش، هم سن و سال من، واقعاً در لیگ بزرگسالان هاکی بازی می‌کند که هر وقت یخ می‌تواند داشته باشد، اغلب تا دیروقت شب. او اخیراً به من گفت: “من نمی دانم او از چه چیزی فرار می کند.” و من سر تکان دادم.

گفتم: مرگ. او از مرگ فرار می کند.

در زیر: یک کتاب در مورد مردان و میانسالی و دیگری در مورد زنی که در تیراندازی متقابل گرفتار شده است.

گریگوری کاولز


هر پاییز، 22 مرد در مرکز رمان باچلدر برای یک تعطیلات آخر هفته در یک هتل ارزان قیمت گرد هم می آیند تا مراسمی سورئال را به نمایش بگذارند: آنها به دقت نمایش بدنام یک بازی “دوشنبه شب فوتبال” در سال 1985 را بازسازی می کنند که در آن بازیکن مدافع واشنگتن بود. جو تیسمن توسط لاورنس تیلور، مدافع خط جاینتز به قدری از کار اخراج شد که استخوان درشت نی و نازک نی او هر دو پاره شد و به کارش پایان داد. (آیا گفتم استخوان ها بهبود می یابند؟ آنها خوب می شوند، اما نتایج ممکن است متفاوت باشد.)

علی‌رغم پیش‌فرض وحشتناک و پتانسیل پیش‌بینی خشونت، لحن رمان ملایم، محبت آمیز، کهربایی روشن است. باکلدر همه چیز را ساده نگه می‌دارد – بدون توضیح اینکه این مردان چگونه یکدیگر را می‌شناسند، هیچ توضیحی در مورد نحوه شروع پانتومیم سالانه آنها نمی‌دهد – و اغلب خنده‌دار است، حتی وقتی که او در عقب‌گردی‌های شغلی و ازدواج‌های ناموفق و دیگر ویژگی‌های بارز ادبیات میانسالی درنگ می‌کند. شخصیت‌ها به ناچار با هم محو می‌شوند، اما به نظر می‌رسد که این موضوع تقریباً همین است: این کتاب مانند یکی از آن پرتره‌های پیکسل‌شده چاک کلوز است که در آن حباب‌های فردی کمتر از کل اهمیت دارند. یک قدم به عقب برگرد و تصویری که باچلدر می کشد به شکلی منظم به تصویری استوک از آنچه که او (در رابطه با خود نمایشنامه بدنام) «این رقص هرج و مرج و ویرانی» می خواند تبدیل می شود.

اگر دوست دارید بخوانید: بارهای ورزشی، آرایشگاه‌ها، ریچارد روسو، لیگ‌های فانتزی، “سرد بزرگ”
موجود از: نورتون


داستان، 2002

این رمان شروع می‌شود: «یک بعدازظهر آوریل، درست بعد از ناهار، شوهرم اعلام کرد که می‌خواهد من را ترک کند.»

راوی 15 سال است که ازدواج کرده است. شوهرش 40 سال دارد. یکی از همکارانش شانه بالا می اندازد: «این سن است. “این اتفاق می افتد.”

چندی بعد، شوهر برای ملاقات در خانه است، وقتی یک چنگال ماکارونی برداشته و تکه‌ای از شیشه شکسته را که به سس راه پیدا کرده است، به سختی گاز می‌گیرد. تصادف؟

همه فرانته را در این مرحله به خاطر گروه کوارتت ناپلی اش می شناسند، که در آن او میکروسکوپ خود را در مورد یک دوستی نزدیک و رقابتی زنانه آموزش می دهد، اما “روزهای رها شدن” (ترجمه شده مانند کتاب های ناپلی توسط آن گلدشتاین) تقریباً قبل از آن مجموعه است. دهه، و کاملاً چیز دیگری است: سریع، خشمگین، همزمان پولادین و بدون لول، و کاملا مسحورکننده. راوی در تمام زندگی‌اش به خود می‌بالد که در حد معتدل‌اش است، اما رفتار بی‌عیب شوهرش در میانسالی تغییر می‌کند. او ناگهان ازدواجش، خودش و تمام انتظارات جامعه را زیر سوال می برد.

«یک قانون دیگر این بود که منفور نباشیم. اما نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم.» “من شروع به تغییر کردم.”

هرگاه در گفتگوی معمولی به این کتاب اشاره می‌کنم، این احتمال وجود دارد که از قلم بیفتم و آن را «روزهای خشم» بنامم. اما «ترک» با معنای دوگانه اش کامل است. اگر خواندن در مورد مردان میانسال که آخر هفته فوتبال دارند باعث می شود درباره زنانی که در خانه رها کرده اند متعجب شوید، این کتاب برای شماست.

اگر دوست دارید بخوانید: اپرا، گردباد، “نامه های دلفین، 1970-1979″، ریچل کاسک
موجود از: اروپا


  • دوباره خود را با استیو مارتین آشنا کنید چرخش غیر منتظره به عنوان یک رمان نویس مرد میانسالی؟

  • به توصیه راینر ماریا ریلکه به a شاعر جوان: “با زمان اندازه گیری نمی شود، یک سال مهم نیست و 10 سال هیچ”؟

  • تماشا کردن پرنده ها با پیوند هیمالیا به لس آنجلس؟


از اینکه مشترک هستید متشکرم

بیشتر در کتاب های نیویورک تایمز یا نقدهای مولی یانگ غوطه ور شوید.

اگر از مطالبی که می خوانید لذت می برید، لطفاً آن را به دیگران توصیه کنید. آنها می توانند در اینجا ثبت نام کنند. همه خبرنامه های مختص مشترکین ما را اینجا مرور کنید.

یادآوری دوستانه: کتابخانه محلی خود را برای کتاب بررسی کنید! بسیاری از کتابخانه ها به شما این امکان را می دهند که نسخه های آنلاین را رزرو کنید. بازخورد خبرنامه را به [email protected] ارسال کنید.

Todd Holland

متفکر. معتاد رسانه های اجتماعی متعصب الکل استاد وب. مبشر قهوه معمولی.

تماس با ما