خلاصه داستان پایانی مجموعه & مردگان متحرک& وعده زندگی بیشتر

این مقاله شامل اسپویلرهای پایانی سریال “مردگان متحرک” است.

«مردگان متحرک» مدت زیادی است که به پایان رسیده است.

وقتی «مردگان متحرک» در پاییز 2010 در شبکه AMC پخش شد، چیزی شبیه به یک انحراف در چشم انداز تلویزیونی پرستیژ بود – یک درام ترسناک ترسناک و سنگین برای بزرگسالان که خشونت گرافیکی و بزرگ گیگنول را با مرکز اخلاقی قوی ترکیب می کرد. نمایش هایی مانند «سوپرانوها» و «بریکینگ بد». این سریال به زودی به عنوان یک موفقیت نامحتمل ظاهر شد: در اوج محبوبیت خود، در حدود سال‌های 2013-2016، به یکی از پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیونی کابلی در تاریخ تبدیل شد، با تقریباً 21 میلیون نفر که اولین فصل 7 را تنظیم کردند تا بفهمند چه کسی. توسط شرور جدید نگان (جفری دین مورگان) پس از پایان فصل قبل که بسیار بحث شده (و بحث برانگیز) cliffhanger بود، کشته شد.

از آنجایی که ما پاسخ این سوال را یاد گرفتیم – این یک ضربه دوگانه بود، با آبراهام (مایکل کادلیتز) و گلن (استیون یون) چوب بیسبال را به سمت سر گرفتند – شهرت سریال به طور پیوسته کاهش یافته است. رتبه‌بندی‌ها به شدت کاهش یافته است و این روزها بین یک تا دو میلیون بیننده در هر قسمت در نوسان است، در حالی که بازیگران اصلی یا به اسپین‌آف «Fear the Walking Dead» فرار کرده‌اند یا به‌طور کامل نوشته شده‌اند.

آن‌ها عبارتند از اندرو لینکلن، بازیگر نقش اصلی سریال، ریک گرایمز، قبل از ترک وسط فصل 9. از گروه اصلی بازماندگان، فقط داریل (نورمن ریدوس) و کارول (ملیسا مک براید) مورد علاقه طرفداران باقی مانده‌اند. تعداد انگشت شماری از ستاره های چند فصلی مانند نگان، مگی (لورن کوهان)، پدر گابریل (ست گیلیام) و یوجین (جاش مک درمیت).

فصل یازدهم و آخرین فصل درام زامبی‌های پسا آخرالزمانی به سه دسته از هشت اپیزود ساعتی تقسیم شده است که اولین قسمت آن در آگوست 2021 به نمایش درآمد. شش فصل قبل؛ با اکراه وارد جامعه مشترک المنافع شد، جامعه ای بزرگ و مرفه که توسط فرماندار ظاهراً خیرخواه، پاملا میلتون (لیلا رابینز) اداره می شود. با دشمنان شرور ریپرز به رهبری پوپ سبیل ظالم (ریچی کاستر) جنگید و آنها را شکست داد. و به طور مفصل با لنس هورنسبی (جاش همیلتون)، معاون فرماندار مشترک المنافع، که قبل از اینکه در نهایت چند هفته پیش کشته شود، انواع دردسرها را ایجاد کرد، درگیر شد.

در یک فصل زمین زیادی برای پوشاندن بود. بیشتر آن بر اساس مطالبی است که در کتاب‌های کمیک Walking Dead توسط رابرت کرکمن بیان شده است – به ویژه ورود قهرمانان اصلی ما به کشورهای مشترک المنافع، جایی که داستان‌های مصور در سال 2019 به پایان رسید و مبارزه متعاقب آن برای قدرت بین رهبران فاسد مشترک المنافع. و قهرمانان (بیشتر) نجیب ما. اما این سریال در طول سال‌ها به‌اندازه کافی از منبع اصلی فاصله گرفته است، و شخصیت‌های اصلی کمیک‌بوک‌ها را به طرز عجیبی از بین می‌برد یا رشته‌های جدیدی از اختراع خود را دنبال می‌کند. سؤالات زیادی در مورد چگونگی پایان نمایش باقی ماند.

اپیزود ماقبل آخر، هفته گذشته، ما را با یک کلیف هنگگر قدیمی «مردگان متحرک» به جای گذاشت: جودیت گرایمز خوش دست (کیلی فلمینگ) در جریان یک تقابل تنش‌آمیز بین گروه اصلی و قدرت‌های کاملاً شرور مشترک المنافع تیراندازی می‌شود، و در حالی که تلاش می‌کند تا او را قبل از خونریزی نجات دهید، داریل، کارول و دیگران از هر طرف توسط واکرهای گوشتخوار احاطه شده اند. پایان از همان جایی که ما متوقف کردیم، با تقلای دیوانه‌وار برای فرار از گروه واکر و نجات جان جودیت شروع می‌شود.

چه بخواهید برای آخرین بار این جادو را دوباره تجربه کنید یا فقط کتاب را در نمایشی که سال ها پیش تماشای آن را متوقف کرده اید ببندید، ما شما را پوشش می دهیم. در اینجا پنج مورد از پایان مورد انتظار “مردگان متحرک” آورده شده است.

cliffhanger قسمت قبلی در نهایت عمر کوتاهی داشت. در حالی که داریل جودیت بیمار را به یک بیمارستان متروکه مشترک المنافع و دور از خطر می برد، یک سرباز شهری او را بیهوش می کند و جودیت را رها می کند تا یک واکر متجاوز را دفع کند و مطمئن شود که آنها از خطر دور هستند. کارول و دیگران به زودی در داخل به آنها ملحق می شوند، اما در حالی که وضعیت جودیت شروع به تثبیت کرده است – به لطف یک انتقال خون سخاوتمندانه (و بسیار راحت) از داریل، که او فاش می کند گروه خونی اش “با هر کسی می رود” – لوک (دان فاگلر) و دوست دخترش، جولز (الکس سگامباتی)، چندان خوش شانس نیستند و تسلیم زخم های زامبی خود می شوند.

در سرتاسر شهر، روزیتا (کریستین سراتوس)، یوجین و پدر گابریل به مهدکودک محلی می‌رسند، که در یکی از پیچ‌های تاریک نمایش، تقریباً به طور کامل توسط پیاده‌روها تسخیر شده است – دختر شیرخوار روزیتا، کوکو، به عنوان تنها بازمانده. این سه نفر با داریل، کارول و دیگران دوباره گرد هم می آیند و اکنون مگی، نیگان، آرون (راس مارکاند) و لیدیا (کاسیدی مک کلینسی) نیز به آنها ملحق می شوند. آنها حتی موفق شده اند مرسر (مایکل جیمز شاو) را از زندان مشترک المنافع نجات دهند.

خدمه متحد شده یک کامیون ارتش را فرماندهی می کنند و به خانه امن نزدیکی می روند که ظاهراً آماده بودند، جایی که جراح تومی (ایان آنتونی دیل) آماده است تا جودیت را به سلامت کامل بازگرداند.

همه با هم برگشتند جودیت از خطر خارج شده است. بعدی در دستور کار؟ مراقبت از فرماندار تبدیل شده به مستبد پاملا، که ثروتمندترین افراد مشترک المنافع را جمع آوری کرده و به پناهگاه داخلی دروازه ای شهر عقب نشینی کرده است، و پرولتاریا را به حال خود رها می کند تا در برابر انبوه هولناک راهپیمایان دفاع کند. مرسر از آن خوشش نمی آید و به گروه می گوید که قصد دارد مردم را نجات دهد و او را به زیر بکشد – در صورت لزوم به تنهایی. اما این گروهی نیست که دیکتاتوری های شیطانی را سهل انگاری کند. همه آنها موافق هستند که پاملا را خلع کرده و یک بار برای همیشه کشورهای مشترک المنافع را آزاد کنند.

بنابراین یک مسابقه. از آنجایی که طبقات پایین شهر التماس می کنند تا در جامعه محافظت شده پذیرفته شوند، گروه واکر آنها را مورد تعرض قرار می دهد و تنها چند لحظه باقی مانده است، قهرمانان ما پاملا و سربازانش را محاصره می کنند و خواستار باز شدن دروازه هستند. پدر گابریل با تهدید به گلوله خوردن دروازه را باز می کند – دریل معمولی کم حرف را رها می کند تا با افت عنوان برای اعصار قدم بردارد.

او اعلام می‌کند: «ما یک دشمن داریم. “ما مردگان متحرک نیستیم.”

این یک سخنرانی به اندازه کافی مهیج است تا آخرین متحدان باقی مانده پاملا را متقاعد کند که او را رها کنند و برای همیشه به این امر بپیوندند. او به طور خلاصه بازداشت می شود (به دلیل “جرایم سنگین علیه مردم کشورهای مشترک المنافع”)، دروازه ها باز می شوند و زامبی ها دور نگه داشته می شوند. جودیت حتی چند کلمه تشویق کننده برای پاملا دارد، به این امید که الهام بخش تغییر قلب باشد. او اصرار می کند: “هیچ وقت دیر نیست.”

مانند نگان قبل از او، پاملا سرنگون می شود و به زندان می افتد تا به جنایات خود فکر کند. گروه واکر با استفاده از یک دسته طبل نفت، یک صفحه گردان و یک Living Color LP قدیمی که برای به راه انداختن یک انفجار مهیب ساخته شده است، از بین می رود، که منجر به نابودی جامعه دردار و عمارتی که پاملا در آن زندگی می کرد – ترفند بسیار خوبی است که به عنوان یک ژست نمادین کارول که به عنوان فرماندار انتخاب می شود، قصد دارد سیستم کاست را که باعث ناعادلانه شدن کشورهای مشترک المنافع شده بود، از بین ببرد. چرا با منفجر کردن بخش ثروتمند شهر شروع نمی کنید؟

پس از آن، مردم کشورهای مشترک المنافع برای خوردن و نوشیدن با صدای فلیت وود مک گرد هم می آیند. شخصیت‌های مختلف در آنچه که به معنای یک پایان غم انگیز طولانی است، درگیر صمیمیت طولانی می‌شوند. نگان به مگی به خاطر قتل گلن عذرخواهی می کند که او دقیقاً نمی پذیرد، اما با این وجود از او قدردانی می کند. (او به او می‌گوید: «دیگر نمی‌خواهم از تو متنفر باشم.» انتظار داشته باشید که درمان در اسپین‌آف بعدی مگی-نیگان، «شهر مرده» که سال آینده منتشر می‌شود، ادامه پیدا کند.) نیگان حتی با تکان خفیف و محترمانه‌ی داریل سر می‌گیرد. ، که شاید بزرگترین نشانه ای است که تا کنون نشان می دهد مردم در نهایت آماده پذیرش رستگاری او هستند.

محو شدن و فلش فوروارد: یک سال از برکناری پاملا می گذرد، و ما نگاهی گذرا به آنچه که مردم کشورهای مشترک المنافع در این مدت داشته اند می بینیم.

کانی (لورن ریدلوف) هنوز به عنوان گزارشگر “صداقت نگه داشتن دولت” کار می کند و خوشحال تر از همیشه است. جودیت نامه و بسته خداحافظی را از کسی جز نیگان دریافت می کند و برای او آرزوی سلامتی می کند و او آماده می شود تا برای سریال جدید خود خلاص شود. به نظر می رسد که شهر به طور کلی در حال رونق است و دیگر تحت تهدید فوری محاصره یا تهاجم واکرها نیست. تقریباً به همان اندازه که نمایش تا به حال به نشان دادن ظرفیت خوش بینی نزدیک شده است. یک پایان خوش؟ در زمینه «مردگان متحرک»، این هیجان انگیز است.

اما یک مرد وجود دارد که راضی به لذت بردن از آرامش و سکوت نیست. داریل دیکسون، همیشه کوچ نشین، آماده می شود تا کشورهای مشترک المنافع را پشت سر بگذارد و با موتور خود به جاده باز برود تا … خوب، گفتنش سخت است. اما بر اساس گزارش‌ها، می‌تواند او را تا فرانسه در یک نسخه دیگر از «مردگان متحرک» ببرد.

نیاز به در حرکت نگه داشتن داستان داریل در حالی که همه چیز به طور مرتب تمام می شود، یک اثر تا حدی از هم گسیخته ایجاد می کند، اما حداقل ما یک صحنه پایانی عالی بین داریل و کارول داریم، که از زمان پیوندشان در فصل دوم سریال جدایی ناپذیر بوده اند. او قبل از رفتن به او اطمینان می دهد: “اینطور نیست که ما دیگر هرگز همدیگر را نخواهیم دید.” تکان دهنده تر پاسخ گریان او است.

او در حال مبارزه با اشک می گوید: «من اجازه دارم غمگین باشم. “شما بهترین دوست من هستید.”

البته یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های «مردگان متحرک» و منابع آن این است که قهرمان اصلی داستان، ریک گرایمز، چهار سال پیش از سریال خارج شد، در حالی که او در تمام طول نمایش، شخصیت اصلی کتاب کمیک باقی ماند. این کمیک با مرگ ریک به پایان می رسد – او با خونسردی توسط پسر پرخاشگر و اجتماعی پاملا به قتل می رسد، جنایتی که باعث تغییرات اجتماعی و تحولات گسترده در جامعه مشترک المنافع می شود. از آنجایی که این پایان نمی توانست باشد، یکی از بزرگترین ناشناخته های این فینال این بود که در عوض چه اتفاقی می افتد.

همانطور که مشخص است، نمایش با بازگشت ریک (و لینکلن) به پایان می رسد. لحظات پایانی «مردگان متحرک» به ما نشان می‌دهد که ریک در ساحل پراکنده جسد سرگردان است، نامه‌ای به خانواده‌اش می‌نویسد و آن را در یک بطری می‌ریزد.

مینی سریالی به رهبری لینکلن درباره ماجراهای ادامه دار ریک در دست ساخت است، و در اینجا چند نگاه وسوسه انگیز از آنچه ممکن است باشد می بینیم: ریک در حال فرار است و پس از پرتاب پیامش در بطری به داخل در دریا، چند مرد سوار بر هلیکوپتر او را تعقیب می کنند و با مگافون به او هشدار می دهند که چاره ای جز تسلیم شدن ندارد. از تعامل مشخص است که آنها قبلاً از این طریق بوده اند. همچنین واضح است که ریک حتی پس از گذشت حداقل هفت سال از ترک داستان اصلی (در جدول زمانی داستان) امید خود را به روزی دوباره با خانواده اش از دست نداده است.

ظاهر کوتاه ریک دارای لحن غم انگیز خاطره گویی است. سرگردانی او در ساحل با مونتاژی از اعضای گروه بازیگران جدا شده از فصول گذشته پیوند خورده است، و ما کمی روایت صوتی از لینکلن دریافت می کنیم که گفتگوی قبلی بین ریک و شریک قدیمی اش میشون (دانای گوریرا) را تداعی می کند. ریک می‌گوید: «من همیشه به مرده‌ها فکر می‌کنم،» به عنوان چهره‌هایی که شخصیت‌های محبوب (کارل چندلر ریگز، شین جان برنتال) و همچنین برخی از شخصیت‌های فراموش‌شدنی (دیل جفری دمون، لارنس گیلیارد جونیور) را ساخته‌اند. باب)، از روی صفحه عبور کنید. طبیعتاً او با جمله ای که به نوعی برای سریال تبدیل شده به پایان می رساند: «ما هستیم که زندگی می کنیم».

این خطی مناسب برای پایان دادن به آن است، که انعطاف‌پذیری شدید روح انسانی را که مسلماً موضوع اصلی نمایش بوده است، به تصویر می‌کشد.

Mckenzie Elliott

عاشق عمومی قهوه. مزاحم خشمگینانه فروتن. Wannabe tv متعصب. حرفه ای موسیقی آزاد. بت نوجوان آینده.

تماس با ما